روشاروشا، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

برای دخترم روشا

دونه دونه دندوناتو عشق است

سوگلی مامانی شما وقتی وارد نهمین ماه زندگیت شدی دندان در آوردی البته از ٣ماهگی لثه سفت میکردی و ما زودتر از اینا منتظر در اومدن دندونات بودیم ولی خوب میگن هرچی دیرتر دندون در بیاری جنس دندون بهتره                                  امیدوارم که همینطوری باشی و اگه به دندونهای مامانی رفته باشه که حرف نداره الان که ٢٢ماهه هستی ١٦عدد دندون مرتب و خوشگل داری                     ...
12 ارديبهشت 1390

روشا و پویان

                                عسلم یکی دیگه از بچه هایی که خیلی دوستش داری پسرخالت پویانه که الان ١١ سالشه قتی میبینیش انگار دنیارو بت دادن و فقط توی بغل پویان میری و دیگه کسی را تحویل نمی گیری پویان هم خیلی شما رو دوست داره و وقتی با هم هستید حسابی با هم بازی می کنید                           &n...
12 ارديبهشت 1390

روشا و آنیتا

           روشای من شما نی نی هارو خیلی دوست داری وقتی نی نی میبینی کلی براش ذوق میکنی یکی از اون نی نی ها دختر عموته تا الان آنیتارو ٥مرتبه بیشتر ندیدیش ولی به قدری دوستش داری که در طول روز چند بار راسمشو میاری ویادش میکنی  خیلی زود اسمشو یاد گرفتی و بش میگفتی آنینا تقریبا"١٥ ماهت بود ولی از عید تا حالا اسمشو درست میگی و میگی آنیتا                            امیدوارم وقتی بزرگ شدین دوستای خوبی برای هم ب...
11 ارديبهشت 1390

پدر عاشقتم

          سوگلم ٩ماهه که بودی میتونستی بگی بابا ١٤ ماهت بود که به بابا میگفتی امیر ١٨ ماهت که شد میگفتی امیر جون والانم یک ماهیه امیر جونو پدر صدا میزنی                                    خیلی زود سلام کردن را یاد گرفتی پدر دوست داشت وقتی میاد خونه شما بیدار باشی و به استقبالش بری میخوام بدونی که پدرت مثل تمام پدرهای دنیا خیلی زحمت میکشه که من و شما در آرامش باشیم وقتی تازه به ...
11 ارديبهشت 1390

چهارمین روزی که روشا می می نمی خوره

جیگر مامان امروز که بیدار شدی خیلی بهونه ی می می نگرفتی تا وقتی رفتیم حمام                              تا چشمت به می می مامان خورد گفتی بشورمش بعد میگفتی اون یکیو بشورم وقتیم از حمام اومدیم بیرون چون عادت داشتی بعد از حمام می می بخوری دوباره بهونه گرفتی فقط من میدونم چه عذابی میکشی یکم دیگه تحمل کن قربونت بشم وقتی مامان داشت لباساشو می پوشید مرتب می گفتی می می مامانی گشنگه دورت بگردم .شما از همه دنیا قشنگتری این چند روزه یه فرهنگ لغت شدی        &...
11 ارديبهشت 1390

20ماهگی روشا

           روشای قشنگم وقتی ۲۰ ماهت شده بود دیگه میتونستی جمله های دو کلمه بگی مثل گوشی بردار و امیر آمد چندتا شعر با کمک مامان میخوندی . دیگه خیلی از کلمه هارو درست میگفتی مثلا" به پویان دیگه نمیگفتی بی یان عاشق حرف زدنتم نمیدونی چقدر شیرین حرف میزنی .راستی تا عدد ۱۰ هم میتونستی بشمری پازل اشکال هندسی و پازل میوه ها و پازل حیوانات را با اسماشون بلد بودی البته اینارو از ۱۵ ماهگیت یاد گرفته بودی  رنگهارو هم بلد بودی مثل قرمز آبی سبز زرد و الان که ۲۱ ماهت تموم شده صورتی و نارنجی را هم یاد گرفتی. قربون دختر با هوشم برم خیلی دوست دارم    ...
11 ارديبهشت 1390

داستان دوچرخه ها

مادر جون و پدر جون برای تولدت یه دوچرخه ی خوشگل خریده بودند  که شما خیلی دوستش داشتی و مرتب بش اشاره میکردی که سوارش بشی.ولی دوچرخه برات بزرگ بود یک روز سوارش شدی پای قشنگت گیر کرد بین تسمه ها و زخم شد بمیرم الهی کلی گریه کردی همان روز با پدری رفتیم بیرون برات سه چرخه خریدیم .رفتی روش نشستی ما هم همونو برات خریدیم دیگه از اون روز من و پدری روزی چند بار شمارو سوارش میکردیم و دور خونه می چرخوندیم                            ...
11 ارديبهشت 1390